يکشنبه 6 فروردين 1396 - Sunday, March 26, 2017
آزمايش كامل ادرار شامل اطلاعاتي است كه هر كدام را به اختصار توضيح مي دهيم :

الف شرح ماكروسكوپيك:

 Colour(رنگ ادرار) : دامنه تغييرات رنگ ادرار گسترده بوده و عمدتاً وابسته به غلظتش مي باشد. رنگ ادرار از زرد كمرنگ ( Light yellow ) تا كهربايي تيره  ( Dark yellow ) متغير است. بسياري از داروها و مواد غذايي مي توانند رنگ ادرار را تغييردهند. اما برخي رنگها در ادرار در شرایط پاتولوژیک مشاهده می شوند مانند رنگ قرمز(در هماچوري يا پورفيرينوري)، سياه (در آلكاپتونوري)، نارنجي (بيليروبينوري) ، سفيد (چرك فراوان) و يا آبي تا سبز ( عفونت سودومونايي) ممكن است مهم باشند و با پيگيري دليل آنها مي توان به تشخيص هاي مهمي دست يافت .

 Appearance( ظاهر ادرار ) : ادرار نرمال معمولا شفاف (Clear) است اما ممكن است به واسطه رسوب فسفاتها يا اوراتها، نیمه شفاف (Semiclear) ، نيمه كدر(semiturbid) يا كدر (Turbid) گردد. حضور گلبولهاي سفيد يا قرمز، اپي تليالها و باكتريها نيزدر ميزان خاصي مي توانند ادرار را كدر يا نيمه كدر كنند. موكوس نيز مي تواند نماي مه آلود ( cloudy) به ادرار بدهد.

Specific gravity (وزن مخصوص): شاخص غلظت مواد محلول در ادرار است كه براي سنجش قدرت تغليظ و رقيق كردن كليه ها به منظور حفظ و بقاي هموستاز به كار مي رود. حدود طبيعي آن براي ادرار راندوم 003/1تا 035/1و براي ادرار 24ساعته 015/1 تا 025/1است و چون يك نسبت است واحد هم ندارد.SG  ادرار درطول شبانه روز متغير است ( به دليل متغير بودن نوع غذا و ميزان مصرف مايعات در طول روز ) ، لذا SG ادرار راندوم خيلي مفيد نيست و بررسي SG ادرار 24ساعته پيشنهاد مي شود. در هيدراتاسيون شديد و ديابت بيمزه SG كاهش و در ديابت قندي، دهيدراتاسيون و اكلامپسي SG افزايش مي يابد.

PH: بين 8- 6/4 متغير بوده و معمولا حدود 6 و كمي اسيدي است. براي پزشك اين مهم است كه PH ادرار را با اطلاعات ديگر ارتباط دهد. مثلا در اسيدوز توبولار كليوي بر خلاف اسيدوز سيستميك   PHادرار بيش از 6 است، چون توبولهاي كليه قادر به ترشح كافي يون + Hنيستند .

Protein: حضور مقادير زياد پروتئين در ادرار مي تواند يك علامت مهم بيماري هاي كليوي باشد. اما در شرايط فيزيولوژيك و بدون بيماري مثل ورزش و تب هم دفع پروتئين در ادرار افزايش مي يابد. دو مكانيسم اصلي كه سبب پروتئينوري مي شوند شامل صدمه گلومرولي و اختلال در عمل بازجذب توبول ها مي باشند. پروتئينوري شديد، متوسط و خفيف همگي در ارزيابي بيماري كليوي از اهميت ويژه اي برخوردارند (مثلا درگلومرولونفريت پروتئینوری شديد، پره اكلامپسي متوسط و در پيلونفريت نوع خفيف پروتئینوری قابل مشاهده است ).

Glucose : گلوكوزوري بطور معمول وقتي ديده مي شود كه ميزان گلوكز خون از حد آستانه كليوي (>180 mg/dl)  بيشتر باشد. هرچند گاهي بطور طبيعي آستانه كليوي برخي افراد پايين تر از اين هم مي باشد. ديابت شيرين، تزريق سرم هاي قندي و مصرف يكباره و زياد كربوهيدرات ها (گلوكوزوري گذرا) از دلايل گلوكوزوري هستند.

 (Ketons):  اجسام كتوني درطي كاتابوليسم اسيدهاي چرب ايجاد مي شوند. كتونوري به دنبال كتوزيس(افزايش كتون ها درخون) حادث مي شود. هنگامی که شخص دچار كمبود مصرف قندها و كربوهيدرات ها (مانند روزه داري طولاني) باشد يا دفع كربوهيدرات ها از بدن وي افزايش يابد (مثلا در اسهال و استفراغ هاي شديد) يا سلول ها قادر به دريافت و مصرف كربوهيدرات نباشند (مثلا ديابت)، اجسام كتون بدنبال مصرف چربي ها و سوخت ناقص آنها، در خون و ادرار افزايش مي يابند.

Blood: هماچوري، وجود خون درادرار است. گلبول هاي قرمز مي توانند در شرايط فيزيولوژيك (مثل ورزش سنگين، تب و عادت ماهانه) و يا پاتولوژيك (مثل التهاب حاد مثانه، تروما، زخمها، عفونت ها، تومورهای كليه يا مثانه، ضربه به كليه ، انفاركتوس کلیه و گلومرولونفريت) در ادرار ظاهر شوند.

Hemoglubin : هموگلوبينوري، حضور هموگلوبين در ادرار بدون حضور RBC مي باشد.اگر به هر دليلي هموليز داخل عروقي در بيمار رخ دهد ( مثل آنمي هموليتيك القا شده با دارو یا سموم، انگل مالاريا، ترانسفوزيون خون ناسازگار، سوختگي هاي شديد، ورزش هاي شديد مثل رژه نظاميان روي سنگفرش ها، مارگزيدگي و...) هموگلوبين ِخارج شده از RBCها از كليه ها عبور كرده، وارد ادرار مي شود. البته اگر در هماچوري، ادرار قليايي باشد يا SG آن پايين باشد (زير 1.007) RBC ها ممكن است در ادرار ليز شده و هموگلوبين آنها در ادرار آزاد ميشود.

Bilirubin&Urobilinogen: بيلي روبين كونژوگه(مستقيم) به دليل محلول بودن در آب مي تواند از سد كليه ها عبور كرده وارد ادرار شود (نوع غيركونژوگه در آب نامحلول است). لذا در بيماري هايي كه ميزان بيليروبين كونژوگه افزايش مي يابد(مثل انسداد مجاري صفراوي) بيليروبين در ادرار افزايش مي يابد (دقت كنيد كه در نوزادان با بيليروبين بالا، بيليروبينوري نداريم). درروده، بيليروبين به اوروبيلينوژن تبديل مي شود كه از طريق مدفوع دفع مي گردد. 10تا 15درصد اوروبيلينوژن ِمدفوع، به خون بازجذب شده و از طريق ادرار دفع مي گردد. اگر به هر دليلي انسدادي در مسير بيلي روبين از كبد به صفرا يا از صفرا به روده رخ دهد (مانند تومور يا سنگ) بيليروبين وارد مدفوع نشده، اوروبيلينوژني هم توليد نمي شود؛ لذا اوروبيلينوژن ِ ادرار منفي مي شود. اما اگر ساخت بيليروبين افزايش يابد و به مدفوع راه يابد(مثل يرقان هموليتيك يا هپاتيت) اوروبيلينوژن ادرار نيز افزايش خواهد يافت.

Nitrit: اگر در ادرار، باكتري به ميزان متوسط و زیاد حضور داشته باشد و آن باكتري از احياكنندگان نيترات به نيتريت باشد نيتريت ادرار مثبت خواهد شد. مثبت شدن این شاخص نشان دهنده عفونت ادراری است.

 شرح ميكروسكوپيك:

WBC: گلبول هاي سفيد مي توانند از هر جايي (بين گلومرول تا ميزراه) به ادرار راه يابند . حداكثرميزان نرمال لوكوسيت ها در ادرار 2 عدد در هر فيلد ميكروسكوپي مي تواند باشد. افزايش لوكوسيت هاي ادرار وابسته به يك پروسه التهابي در مجاري ادرار(مثل عفونت ها، نفريت ها، آزردگي هاي مثانه، ميزناي و يا پيشابراه) و يا مجاورت آن(مثل آپانديسيت، پروستاتیت یا پانكراتيت) مي باشد. وجود سيلندرهاي (cast) گلبول سفيد مي توانند شاهدي بر كليوي بودن منشأ WBCهاي ادرار باشند. در يك ادرار قليايي و هيپوتونيك ميزان  WBCادرار درعرض يك ساعت، 50درصد كاهش مي يابد(اهميت ارسال به موقع و انجام به موقع آزمايش U/A). تجمع لوكوسيتي(WBC clamp) قوياً مطرح كننده عفونت هاي حاد و يا التهاب مثانه يا ميزراه است.

RBC: گلبول هاي قرمز مي توانند از هر جايي (بين گلومرول تا ميزراه) به ادرار راه يابند. بطور نرمال گلبول قرمز در ادرار يافت نمي شود، هرچند وجود 1تا2 گلبول سرخ در هر فيلد ميكروسكوپي معمولا غيرطبيعي نيست. در سنگهاي ادراري ، عفونت هاي شديد، سرطان ها و نيز عادت ماهيانه، RBCها در ادرار ظاهر مي شوند.

Epithelial cells: انواع مختلف سلول هاي اپيتليال(سلول هاي توبولار كليوي، ترانزيشنال و اسكواموس) در ادرار قابل مشاهده اند. افتراق بين اين سلول ها بسيار مشكل است اما مهمترين ِ آنها سلول هاي توبولار كليوي هستند كه ازدياد آنها در ادرار مي تواند آسيب به كليه و لگنچه را مطرح سازد. كلاً حضور تعداد اندكي سلول اپي تليال (بخصوص پوششي و ترانزيشنال) درحد 4-3 عدد در هر فيلد ميكروسكوپي نرمال است و افزايش قابل توجه آنها مي تواند نشان از التهاب ناحيه اي از دستگاه ادراري باشد.

Mucus:  رشته هاي موكوس كه به شكل رشته هايي دراز و موج دار و يا توده اي درادرار قابل مشاهده اند، به ميزان كم در ادرار طبيعي بوده ولي مقادير زياد آن در التهابات و عفونت هاي دستگاه ادرار يديدار مي شوند.

Bacteria: بطور طبيعي ادرار، عاري از باكتري بوده ولي امكان دارد آلودگي با باكتريهاي موجود در پيشابراه يا واژن يا ساير منابع خارجي اتفاق بيافتد. حضور مقدار بالاي باكتري در ادرار بخصوص در حضور تعداد قابل توجه  WBCدر ادرار مؤيد وجود يك عفونت ادراري است.

 Cast(سيلندرها): سيلندرها در مجاري لوله هاي كليوي شكل ميگيرند و بدليل اينكه در مجراها بشكل قالب لوله ها در مي آيند به اين نام (سيلندر= استوانه) خوانده ميشوند . مجاري كليوي، موكوپروتئيني به نام تام هورسفالترشح ميكنند كه ماده بنيادي سيلندرهاست. در صورت توقف ادرار (كاهش چشمگير در جريان ادرار) يا غلظت بالاي مواد حل شده و وجود محتويات پروتئيني در ادرار، سیلندرها مي توانند در لوله هاي ديستال و مجاري جمع كننده ادرار شكل بگيرند. سيلندرها هميشه منشأ كليوي دارند و معرف هاي بسيار مهم بيماري هاي كليوي هستند و بر اساس ظاهر و محتويات سلولي كه در درونشان قرار مي گيرند طبقه بندي مي شوند(مثلا Leukocyte cast و يا Granular cast و يا Waxy cast و ... ). به سيلندري كه هيچ محتويات سلولي يا غيرسلولي ندارد  Hyalin(شفاف) گويند كه مي تواند در ادرارهاي نرمال به ميزان بسيار كمي ديده شود. در انواع نفريت ها وآسيب هاي كليوي و نيز در پره اكلامپسي سیلندرها در ادرار ظاهر مي شوند و معمولا پروتئين چنين ادرارهايي مثبت است.

Crystal: كريستال هاي ادرار معمولا در ادرار تازه ديده نمي شوند ولي پس از مدتي ماندن در آزمايشگاه قابل مشاهده مي شوند. بدين معنا كه اگر ادرار با يك تركيب خاص قابل كريستاليزاسيون اشباع شده باشد يا خواص حلاليتي آنها تغيير نمايد تشكيل مي شوند. در برخي موارد اين كريستال ها در كليه يا مجاري ادراري شكل مي گيرند( عامل تشكيل سنگها). معمولاً اغلب كريستال هاي ادراري قابل اهميت نيستند ( مثل كلسيم اگزالات، انواع اورات و فسفات، اسيد اوريك و... كه الزاماً دليل بر يك بيماري خاص نبوده ولي مي توانند در برخي بيماري ها افزايش يابند. اما كريستال هايي چون  تيروزين، لوسين، سيستئين وسولفاناميدها مهم وشاخص مهمي دربيماري هاي كبدي، سيستينوز و ايجاد صدمات كليوي مي باشند.

مواد متفرقه: مثل اسپرم ، مخمر وانگل تريكوموناس كه در شرايط خاص در ادرار ديده مي شوند. مثلا كانديدا (نوعي مخمر) به ميزان زياد مي تواند نشان از يك بيماري قارچي باشد.


تاريخ ارسال : 12:6:46 11/10/1393


Shortcut keys: Prev=Right , Next=Left
آزمایشگاه پاتوبیولوژی رازی بابل - Babol Razi Pathobiology Lab
Copyright © 2012 Babol Razi Pathobiology Lab. All rights reserved.
Design By : Abar Rayaneh Tabarestan Co.
رفتن به بالای صفحه